گنجینه اسرار
سرّی اندر گوش هر یک، باز گفت باز گفت: این راز را باید نهفت
با مخالف، پرده دیگرگون زنید با منافق، نعل را وارون زنید
خوش ببینید از یسار و از یمین ز آنکه دزدانند ما را در کمین
بی خبر، زین ره نگردد تا خبر ای رفیقان، پا نهید آهسته تر
پای ما را نی اثر باشد نه جای هر که نقش پای دارد، گو میای
کس مبادا ره بدین مستی برد پی بدین مطلب، به تردستی برد
در کف نامحرم افتد، راز ما بشنود گوش خران، آواز ما
راز عارف بر لب عام اوفتد طشت اهل مهنی از بام اوفتد
عارفان را قصه با عامی کشد کار اهل دل به بدنامی کشد
این وصیت کرد با اصحاب خویش تا به کلی پرده برگیرد ز پیش
گفتشان کی سر خوشان می پرست خورده می از جام ساقی الست:
اینک آن ساقی به کف ساقی منم جمله اشیا فانی و، باقی منم
در فنای من شما هم، باقئید مژده ای مستان که مست ساقئید
منبع: گنجینه اسرار، عمان سامانی، ص 75.
دعایی برای نجات از گرفتاری روحی از استاد حسن زاده آملی:
1) ذکر شریف “یا حیُّ یا قیّوم یا مَن لا اله الا انت“
2) خواندن سوره ” واقعه“
تا چهل روز بخوانید.
جدی اگه پدر و مادرمان ما را به این دنیا نیاورده بودند، هیچوقت توفیق فکر کردن و آشناشدن با خدا را پیدا نمی کردیم!!
وقتی بعد از 8 سال دوری از ایران به این جا برگشتم اتفاقاً دهه فجر بود.
حریصانه همه برنامه های تلویزیون در رابطه با انقلاب را بلعیدم!
بعضی می گفتند: دهه زجر!!
شاخ درآوردم.
در آن موقع چادر سرم نمی کردم. همانطوری با روسری رنگی و مانتوی روشن می رفتم نماز جمعه. همه مسخره ام می کردند. یادم نمی ره یه آقایی گفت: حاج خانمو ببین!!
عاشق راهپیمایی ها بودم. می رفتم و دوربینم را وقف عکس ‘گرفتن از مردم کرده بودم. مردم فکر می کردند جاسوسم!!
یکی گفت: برای چی عکس می گیری؟
تعجب کردم که چرا احساسم را درک نمی کنند!!!
ازخاطرات یک طلبه
شهادت امام عسگری علیه السلام، مصادف است با تاجگذاری امام زمان علیه السلام.
به همه شیعیان دنیا، تبریک می گوییم.
درباز می شود و مهمان های حسین دارند می روند به مجلس حسین . خطاب می شود به ملائکه. برید دنبال کنید مهمان های حسینم را که آسیبی بهشان نرسد و برسند به حرم حسینم، به مجلس حسین. دنبالشان می کنند. وقتی رسیدند، ملائکه می گویند ما رساندیمشان. به آنها گفته می شود: برید داخل. بال هایتان را پهن کنید تا آنها روی بالهایتان بنشینند. الان شما روی بال ملائک نشسته ایدو خیلی مهمه!!
وقتی مجلس تمام می شود، ملائک به آسمان می روند. آسمان اول و آسمان دوم.
ملائکه آسمان اول می گویند: بَه چه بوی عطری می دهید. این بو از کجا است؟ کجا بوده اید؟
می گویند: مجلس های حسین بر پا بود. ما رفتیم بال هایمان را پهن کردیم و این بوی مهمان های امام حسین است.
بقیه ملائک می گویند: ما را هم ببرید تا این بو را بگیریم.
می گویند آن مجلس تمام شد. همه رفتند خانه هایشان. می گویند: پس بزارید ما خودمان را به شما بمالیم تا بوی عطر آن ها را بگیریم.
قدر خودتان را بدانید. نگویید اگر جایی روضه هست، صاحب روضه را دوست ندارم. آقا ی منبری شان را دوست ندارم یا از فلانی خوشم نمیاد. وقتی دیدید مجلسی از حسین بر پا است، برید داخل. کمی بنشینید و چایی هم حتماً بخورید. یک روز کسی روضه خوانی می کرده است، کسی هر روز می رفته آنجا و چایی می خورده و می رفته است. صاحب خانه از او می پرسد: بمانید، آقا الان می ره منبر. ولی او می رود. فردا که دوباره میاد، صاحب خانه می گوید: دیگه نیا. تو می آیی فقط چای بخوری و بری! دیگه نیا.
شب خواب حضرت زهرا سلام الله علیها را می بیند. سلام می کند اما حضرت رویشان را از او می گردانند. می گوید: من برای فرزندتان روضه گرفتم! فرمودند: تو برای فرزند من مجلس نگرفته ای. تو برای دل خودت مجلس گرفته ای.
می گوید: چه خطایی از من سر زده است؟
گفتند: چرا دل مهمانم را شکستی. او شفا را در چایی می دیده است. از خواب بیدار می شود و پریشان دنبال آن شخص می گردد.
این ها همه دلیل این است که خود حضرت زهرا سلام الله علیها بر مجالس روضه نظارت دارند. ملائک هم که هستند و خود خدا.
پس با ادب وارد شوید.
با وضو و غسل اگر امکان دارد در مجالس حضور یابید. وقتی وارد می شوید،بروید جلو(اگر جا هست) که برای پشت سری هایتان که می آیند جا برای نشستن باشد. خیلی ساکت باشید. اصلا در مجلس امام حسین علیه السلام، صحبت دنیا نکنید. این مجالس، مجالس “مصباح الهدی” است. مصباح یعنی چراغ. چراغ هدایت، حسین است. مردم را هدایت می کند. این جوان هایی که تا چند روز پیش، سرگرم دنیا و زندگی بودند، می گویند می خواهیم برویم مجلس سیاه پوشان. می گویند مجلس سیاه پوشان دیگر چیست؟ جوان ها می روند در یک خانه جمع می شوند و آنقدر سینه می زنند. پیراهن سفیدشان را در می آورند و پیراهن سیاه می پوشند. خب اگر امام حسین به این مقام نرسیده بود، به شهادت نرسیده بود، برای دین خدا قیام نکرده بود، کِی جوان به این فکر می افتاد؟ حالا می روند جمع می شوند، سیاه می پوشند، مجلس جماعت برپا می شود. نماز می خوانند. توده مردم، تزکیه نفس مردم و … بستگی به خون حسین دارد. اون ملعون ها نمی دانستند دارند چکار می کنند؟
الان که ما این جا نشسته ایم؛ میلیون ها مردم در سراسر دنیا، از آمریکا، فرانسه و انگلیس، اتریش، وین، سوئد و نروژ، هر جا که شیعه ای هست می رود به مجلس حسین.
اون ها می دانستند که این طور می شود؟ این ها در خانه هایشان غذا ندارند بخورند؟ نگویید برای شام می روند؟ ارزش مجالس امام حسین را پایین نیاورید. من در خیابان که می رفتم، به مردم آفرین می گفتم. از وقتی وارد مجالس می شوید: بگویید یا حسین.
مردم در تمام سال آذوقه جمع می کنند برای ایام محرم تا غذا بدهند. همه برای حسین می روند.
آب را بر همه بستند. مردان را، همه را شهید کردند. کودکان صدای العطششان بلند بود.
زان تشنگان هنوز می رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
صدای العطش کودکان حسین به آسمان بود. بمیرم حضرت سکینه خاتون روی دستش علی اصغر بود و گریه می کرد، همه گریه می کردند. امام حسین فرمودند: مگر نگفتم تا من زنده ام گریه نکنید. دشمن خوشحال می شود. گفت: بابا گریه ما برای علی اصغر است. گاهی از شدت تشنگی بی تاب روی دست مااست.
این همه جنایت و بی رحمی سبب شد که شما تسبیح ها را دست بگیرید و بگویید: “اللهم العن اول ظالم ظَلَمَ حق محمد و آل محمد و آخر له علی ذلک اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین علیه السلام و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعاً".
لعنت بر همه شان
از آن طرف به حسین علیه السلام: “السلام علیک یا ابا عبدالله و…..”
پایان